۱۳۹۶ تیر ۲۲, پنجشنبه

ماهرخ: در زنجیری از سروده ها


بسان زره بر گل ارغوان/ برافکنده ست ماهرخ گیسوان: فردوسی
*
حور از بهشت بیرون ناید تو از کجایی
مه بر زمین نباشد، تو ماهرخ کدامی... : سعدی
*
مردمی کردو کرم ، بخت خدا داد به من
کان بت ماهرخ ، از راه وفا باز آمد... : حافظ
*
خیام اگر ز باده مستی خوش باش/ با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش: خیام
*
یا رب آن شاه وش ماهرخ زهره جبین
دُرِّ یکتای که و گوهر یکدانه ٔ کیست... : حافظ.
*
شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام/ سوختهٔ چشمهٔ نوش توام
ماهرخ با خط و خال منی/ دلشدهٔ بی تن و توش توام: عطار نیشابوری
"
دلشاد همی باش و می لعل همی خواه
از دست بتی ماهرخ و لعل چو گلنار... : فرخی سیستانی
*
که رساند به من شیفتهٔ مسکین حال/ خبری زان صنم ماهرخ مشکین خال
هر سحر زلف چو شامش، که دلم در کف اوست
در کف باد شمالست، خنک باد شمال... : اوحدی
*
آن دلبر ماهرخ ، که جانان منست/ بر من به عزیزی چو دل و جان منست
اندر دل من نشسته باشد پیوست
مقبل تر ازین دل نبود کان منست: رشیدالدین وطواط
*
زاهد خشک کجا، نغمه توحید کجا؟/ این نوا از شجر ایمن دل می خیزد
در حریم دل اگر ماهرخی مهمان نیست
این چه نورست که از روزن دل می خیزد... : صائب تبریزی
*
به هرجا بگذرد آن ماهرخسار/ گریزد دین ز در، ایمان ز دیوار
دخیل ای یار فایز، رخ بپوشان/ ز مردم روی خود پوشیده می‌دار
فایز دشتستانی
*
ماه درخشنده بود و دریا آرام/ ساحل مرداب در خموشی و ابهام
شب ز طرب می شکفت چون گل رویا
عکس رخ مه در آبگینه ی دریا... : هوشنگ ابتهاج (سایه)
*
برای ماهرخ
من در صفای عشق تو می دیدم/ آن التهاب_ دوره ی هستی را
من ازشکوفه زار تو می چیدم/ آن غنچه های جوشش و مستی را
خورشید بامدادی من، بودی/ لبخند_ آسمانی  تو، رخشان
شب های تیره شادی من بود‌ی/ گیسو و هر کرشمه ی تو افشان
در سا حل_  وجود تو می گشتم/ با گام ‌های واله و شید‌ایی
دریای اشتیاق تو می جست/ در روزگار حسرت و تنهایی*
* در برخی نسخ به شکل "در روزگار عزلت و تنهایی" نیز آمده است
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
همچنین نگاه کنید به
سروده هایی در مورد "ماهرخ": تارنمای گنجور
"ماهرخ": سروده هایی از سعدی
"ماهرخ": سروده هایی از حافظ
*
مجموعه ی گل غنچه های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2017/07/blog-post_13.html