۱۳۹۶ اردیبهشت ۱, جمعه

" روزگار" در زنجیری از سروده های یک سراینده


درساحل_  وجود تو می گشتم/ با گام ‌های واله و شید‌ایی
دریای اشتیاق تو می جستم/ در روزگار عزلت و تنهایی
*
آنجا ، کنار جاده ی سرسبز کوهسار/ فارغ ز روزگار
بر روی خرده سنگ ، یک روز نوبهار/ با تیغ خورده زنگ
ما پوشش_ درخت کهن ، می شکافتیم
بر رسم یادگار، با خط آذرنگ/ بر آن تن_ درخت
نقش_ دو نام و قلب_ جوان ، می نگاشتیم...
*
بعد_ یک روزگار_ تیره و تار/ رخ نمود  او و روشنائی داد
بوسه شد هدیه بهر آن دیدار/ تا که چشمان_ ما بر او افتاد
راه_ ما را گرفت تا به کنار/ بوسه ، بر روی هر دو گونه نهاد
جان ودل تازه شد به نزد نگار/ درفضائی زعشق و رقصی شاد...
*
شا هد بد روزگاری بوده ایم/ روزگار _تیره تاری بوده ایم
بلبل عاشق زبستان پرکشید/ چون خزان در هر بهاری بوده ایم...
*
ای روزگار تیره و آلوده/ افسرده از مشقت_تو باشیم
آزرده از قساوت_تو باشیم/ جوشیده آرزو که چه آسوده
جوینده ی شفقت_تو باشیم/ سرزنده از طراوت_تو باشیم
*
کاش می‌ شد روزگاران ، شاد بود/ یا که انسان ، همچنان آزاد بود
کاش می‌ شد ، طعم سرخ عشق را/ از لبان گرم معشوقی چشید
یا در آغوش صبا ، با یک نسیم/ سوی‌ گل های شقایق ، پر کشید...
*
چند سالی بدون عشق گذشت/ ما قدر روزگار ندانستیم
گلبوسه است و عشق درین ایام/ از روزگار چه سرمستیم
*
بعد_ یک روزگار_ پر اندوه/ نوبت_ شادمانی_ من و توست
چون سرآید ، زمان_ رنج و ستوه/ روز و شب ، گلفشانی_ من و توست...
*
دیدی چگونه بال و پر ما شکسته شد/ یا دل درون سینه، چه خونین و خسته شد
ایام_ ما گرفت ره تلخ_ قهقرا/ زان دم که روزگار، به دشمن خجسته شد
ابری سیاه پاره، بر آمد ز قهر وکین/ آن کهکشان عاطفه از هم گسسته شد...
*
در روزگار چیرگی دهشت و هراس/ روز همچو شب ، زده خیمه به یک لباس
آن ابرمنقلب، كه فضا ساخت قیرگون/ خواهد شدن به نور وبهاران،كه بی قیاس
*
ایرانی_ غیور/ انسان_ پر غرور/ گامی نمی نهی ، که برقصی بسان حور
دل را نمی دهی ، به نوایی که از سرور/ گردیده ای ، حکایت آن سنگ پر صبور
بر تو چه آمده است ، درین عصر و روزگار
بگزیده ای ، خموشی و بگرفته ای ، کنار/ ایرانی_ غیور/ انسان_ پر غرور
*
روزگارانی که ما ، کاری و باری داشتیم/ با پری رویی بسا ، قول و قراری داشتیم
عاشقانه شعر می خواندیم و گاهی نرم و گرم/ بوسه گل، روی لب و رخسار هم می کاشتیم
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
همچنین نگاه کنید به
روزگاران: از دیدگاه یک سراینده
مجموعه‌ ی گٔل غنچه ‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2017/04/blog-post_21.html