۱۳۹۵ آبان ۲۶, چهارشنبه

دونالد ترامپ و زنجیری از سروده ها

در یکی از سخنرانی‌ها، «ترامپ» این گونه گفته است:
سبعانه مورد تهاجم قرار گرفتم/ از سوی آن بانوان
البته برای آن‌ ها بسیار سخت بود/  تا به چهره من یورش برند
زیراکه من خوش‌تیپ هستم
اما سبعانه مورد تهاجم قرار گرفتم/ از سوی آن بانوان: سراینده ی گمنام

واکنش ها به منع احمدی نژاد از نامزدی ریاست جمهوری (در انتخابات بعدی در ایران) متفاوت بوده، این هم واکنش "دونالد ترامپ " به این اتفاق
من چطور هضم کنم منع تو رو؟/ اینکه گفتن پاشو از اینجا برو
راستشو بخوای منم حال ندارم/ نمیخوام سر به سر تو بزارم
تو نیای رئیس شدن حال نداره/ تو نباشی دل من کم میاره
بیا تا بگم که فکر من چی بود؟/ که چه فکرایی توی ِ سرم نبود!
دست به دست هم بدیم به اتفاق/ بی افاده، بی کلاس، بی طمطراق
دنیا رو یکدفعه نابود بکنیم/ دل همدیگه رو خشنود بکنیم
تو بری رو تپه های آسیا/ منم اینجا تپه های امریکا
ترکیب من و تو محشری می شد/ دنیا با ما جای بهتری می شد
اگه میشد، نمیدونی چی می شد/ بهتر از این دیگه اصلاَ نمی شد
تو ولی رفیق نیمه راه شدی/ برای همیشه بی کلاه شدی
حالا من موندم و این قصه تلخ/ غم تنهایی و این غصه تلخ
میخوام انصراف بدم بی گفتگو/ جون این "دونالد" دیگه چیزی نگو
من که دست تنها نمیتونم رفیق\/ تو نباشی من نمیمونم رفیق: سراینده ی گمنام
۱۷ مهر ۱۳۹۵
*
این چنین گفت "هیلاری" به "ترامپ"/ که چرا عقل به سر نیست تو را؟
هر چه آید به دهان میگویی/ تلخ و شیرین و وقیح و زیبا
برو ای " شومنِ" خر مایهء پست/ تو کجا، بحث ریاست به کجا؟
حربهء دست تو گشته است کنون/ بحث بیهودهء "مُسلم فوبیا"
حال که با این همه نادانی خود/ مُشتبَه گشته که هستی دانا؟
برو اندازهء خود را بشناس/ متوهم شده ای ای رسوا
من ندانم که تو را نیت چیست؟ / از چنین معرکه و این سودا
بکنی رهبری کاخ سفید/ حیف این کشور ما آمریکا
پاسخش داد بدین گونه ترامپ/که شات آپ کن، برو بی شرم و حیا
کور کرده است تو را برق دلار/ پشت کردی تو به تعظیم دو تا
تو که امروز روی سوی کسان/ تا چه آید به سر ما فردا؟
شوهرت را که همه میدانیم/ گفتنی نیست بگویم آیا؟
حال اسناد شما موجود است/ نزد آن مرکز بی رحم "سیا"
من اگر بد دهن و حرّافم/ تکیه ام هست ولیکن به دو پا
من به خود متکی‌ام، زیرا که/ چیپِ پُر دارم و هستم دارا
شک نکن اینکه سر صندوق رای/ نام من ثبت شود در آرا
"برنی سندرز" چو بشنید چنین/ گفت با خویش : که ای واویلا
یکی از این دو شود رهبر ما/ ای دریغا به من و آمریکا: مجید مرسلی
دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵
*
درد دل اوباما با هیلاری پس از شکست انتخاباتی هیلاری از "ترامپ"
من و تو زیره به کرمان بردیم/ همچو برگ پائیز
صبحدم افسردیم/ من وتو هردو زغم تب کردیم
من وتو خیل زنان را بردیم / همه گی را به شهادت ، به دروغ آزردیم
اندکی سود نکرد/ ماهی بخت ، گذر از رود نکرد
در شگفتم که چه سهل/ «سکس» های طرف از یاد برفت
فحش های طرف، انگار چو قند/ مثل کوکا کولا،عازم معده خلق الله شد
چه بگویم خواهر/ پس تمامی نظر خواهی پر دوز و کلک
ژست ها و ادا ها که ماییم پیروز/ کاغذی بود که افتاد به آب
«نیویورک تایمز » بمیرد برود/ « بی بی سی» ، پیر خرف
بهترآن است ، که سررا بکند زیر لحاف/ به خدا خیلی وقاحت دارد
چشم کبودان، چه می انگارند/ عقل انسان به اندازهء خرگوش هم نیست
راست بگویم خواهر من که با نام حسین اوباما/ منبری داشتم و موعظه ای
می زدم لاس، گه با آل سعود/ نامه ها رد وبدل می کردم با خامنه ای
اردوغان ، از اثر الطافم/ بر اتاترک، تمسخر می کرد
ناگهان ، در فرجام/ دست من روشد و بیچاره شدم
چه بگویم ، در نظر اهل مزاح/ «حاج حسین آقا » ی زنباره شدم
وای بر حزب شکست خورده ء من/ وای و صد وای که بعد هشت سال
عیش و نوش و سفر و سرمستی/ گرم نشد رودهء من: دکتر عارف پژمان
پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰ نوامبر ۲۰۱۶
*
اگر برنده بودم به هواداران می‌گفتم:
دستها بگشائید و مردمی را که به اعتراض به خیابان آمده‌اند
در آغوش بگیرید.
اما اینک از ترامپ/ تنها دشنام می‌شنویم+
پس به خیابان می‌آئیم/ پاسخ, چه گلوله باشد چه لبخند: مجید نفیسی
دهم نوامبر
+ ترجمه‌ی توئیتی از ترامپ: لحظاتی پیش انتخاباتی بسیار باز و موفقیت‌آمیز برای ریاست جمهوری داشتیم. حالا اعتراض‌ کنانِ حرفه‌ای به تحریک رسانه‌ها دست به اعتراض زده ‌اند. چه بسیار غیرمنصفانه!
*
ای یانکی هفتیر کش، برخیز و نظر کن هان/ آقای تِرامپ آمد در کاخ سفید آسان
از "رِد نِک" و "هیل بیلی" در دور وبرش لشگر/درسمت یمین ابلیس، در سمت چپش شیطان
چون خوک وگراز و دَد، پاک است مزاج اورا/ با دود و دَم و الکل، بیگانه بود ایشان
در کلّه ی این بابا یک حفره ی خالی را/ پرکرده کمی مفرغ، باقی همه از سیمان
زن در نظر او چون ،یک آلَت شهوت کُش/ پیرانه سَرَش امّا، آلَت نَبُوَد جنبان
یا" هسته یی ایران" یا هسته ی زرد آلو/ گویا که برای وی فرقی نکند چندان
از منظر ِ این حضرت و قشر ِ هوادارش/ زین پس عوضِ قانون، ششلول بود میزان
پوتین زحضور وی خوشحال تر از "بی بی"/"جانسن" سر حال آمد، ژان ماری لُپَن رقصان
شیخان عرب امّا غمگین زچنین احوال/ هرکشور ِ اسلامی در "ماتگه حرمان"
"بِرلوسکُنی" می خندد بر مردم آمریکا/ بدبختی فرهنگی، بدبختی ِ بی پایان
از هیتلر اگر پرسی در باره ی این زَردَک/ گوید: اخوی باشد از مملکت ِ آلمان++
شاید نکند باور آقای تِرامپ امّا/ خر بودن یک خر را درمان نکند پالان
در باره ی این آدم ، من هرچه بگویم، کم/ این مختصر ِ مُجمل، بخشی ز حقایق دان
آزادی اگر این است، صد رحمت ِ استبداد/ از آنچه که پیش آمد، آزاده بود حیران
در مانده به گل اینجا پای ِ خر آزادی/ فیل آمده تا سازد آزادی ما، تالان
رفتی و گذشت ای دوست، جای تو بود خالی/ جان ِ تو سلامت باد، درمَعرَض هر طوفان
بر پرچم آزادی در گستَره ی آفاق/ نام تو مبارک باد، ای پادشه خوبان: بهمن پارسا
شنبه  ۲۲ آبان ۱٣۹۵ -  ۱۲ نوامبر ۲۰۱۶
++ پدر بزرگ ترامپ در سال ۱۹۰۲ از شهرکی در جنوب آلمان به آمریکا آمد
*
این فضا را کِی شناسد بوف ِ کور/ آن که از جان و جهانش رفته نور
مستیش چون مستی دیروز نیست/ از صفای ِ مردمانش گشته دور
این برفت و آن برفتش بر زبان / می شمارد رفته گان را سنگ ِ گور
مرگ ِ هستی بر روانش نیست بار/ نسل ِ تو پا با گمانش نیست جور
چون وطن را کرده سودای ِ نیاز / از وجودش رفته آن غوغا و شور
گوید این خیزش ندارد رهبری / صخره و سنگ است در راه ِ عبور
شعله ای افکنده بر جانش ترامپ/ پًر شده اوراق ِ جانش زین حضور
جان بولتًن ، جولیانی ، گینگریچ / در پی ِ آزادیند ، از راه ِ زور
این جوانان وانشانید از خروش / تا نگوید نام ِ کوروش با غرور
در هوای ِ مًعجزی از سوی ِ غیر/ از تبار ِ این ترامپ ِ لند ِهور: داریوش لعل ریاحی
۱۹ نوامبر ۲۰۱۶
*
رباعی وعده های " دونالد ترامپ"
ترامپ از " برج" خود گردید بیرون/ سوی " کاخ سفید" راهی ست اکنون
هزاران وعده داده او به مردم/ مهمتر از همه نظم است و قانون
دکتر منوچهر سعادت نوری

مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2016/11/blog-post_16.html