۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه

پل: در زنجیری از ترانه ها و سروده ها ی این زمانه


ترانه ها
ترانه ی "پل" - اجرا: گوگوش
https://www.youtube.com/watch?v=TNc59AHw_Ns
ترانه ی "پل" - اجرای دیگری از گوگوش
https://www.youtube.com/watch?v=BLAjbycEd74
ترانه ی "پل" - اجرا: ابی
https://www.youtube.com/watch?v=PeCohotwBjg
ترانه ی "سر پل خواجو" - اجرا: پریوش
https://www.youtube.com/watch?v=aEv6TAxTywo
ترانه ی "هر کجا مرز کشیدند، شما پُل بزنید" - اجرا: شفق سیه پوش
https://www.youtube.com/watch?v=zuP_CURG9ds
ترانه ی "سر پل دزپیل/ سر پل دزفول" - اجرا: نعمت الله آغاسی
https://www.youtube.com/watch?v=yx3rSk6yYN8
ترانه ی سر پل دزفول - اجرا: مهدی میوه چی (آرین فر)
https://www.youtube.com/watch?v=ni2O_GcbsBs
ترانه ی لب كارون/ سر پل تا نیمه شب غوغا میشه - اجرا: نعمت الله آغاسی
https://www.youtube.com/watch?v=qDw9E8kt_As
ترانه ی لب كارون/ سر پل تا نیمه شب غوغا میشه - اجرای دیگری از نعمت الله آغاسی
https://www.youtube.com/watch?v=Syxwov57dBg
ترانه ی لب كارون/ سر پل تا نیمه شب غوغا میشه - اجرای رقص از بانو فروزان - صدا: عهدیه
https://www.youtube.com/watch?v=sqd_mfkoXQE

سروده ها
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد/ در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در داد ای سبدهاتان پر خواب/ سیب آوردم سیب سرخ خورشید
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید...
روی پل دخترکی بی پاست/ دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت...: سهراب سپهری

با تو دیشب تا کجا رفتم/ تا خدا وانسوی صحرای خدا رفتم...
از چمنزار حریر پر گل پرده/ تا حریم سایه های سبز تا بهار سبزه های عطر
تا دیاری که غریبی هاش می آمد به چشم آشنا ، رفتم...
غرفه های خاطرم پر چشمک نور و نوازش ها/ موجساران زیر پایم رام تر پل بود
شکرها بود و شکایت ها/ رازها بود و تأمل بود... : مهدی اخوان ثالث

تنها نگاه بود و تبسم میان ما
اما نه گاهی که از تب هیجان ها بی تاب می شدیم
گاهی که قلبهامان می کوفت سهمگین
گاهی که سینه هامان چون کوره می گداخت
دست تو بود و دست من این دوستان پاک
کز شوق سر به دامن هم می گذاشتند
وز این پل بزرگ پیوند به دست ها
دل های ما به خلوت هم راه داشتند...: فریدون مشیری

برای خواب معصومانه ی عشق/ کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت/ کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه/ برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه/ برای زخم شب مرهم بسازیم... : ايرج جنتی عطائی

می جویمت تو را/ در آرزوی آنکه بیابم تو را ، که من
در جستجوی عشق/ در اشتیاق لحظه زیبای یک سلام
وامانده ام به خویش/ گویا کسی/ ویران نموده آن پل زیبای بین ما
من مانده این طرف باور عبور/ تو ، سمت دیگر احساس عاشقی
پل نیست بین ما/ اما صدای تو می آیدم به گوش
می خوانی ام به خویش/ در جستجوی تو/ اینک رها ز "من"/ می خوانمت
نه آنچنانکه در این واژه های گنگ/ می جویمت به خواهشی که فرو ریزد از نگاه
می سازم این پل زیبا به دست خویش/ از تکه تکه ی آن خاطرات ناب
با خشت خشتِ مانده از آن مهرِ بی شمار/ هیهات از آنکه جدایی میان ما
من باشم و تو باشی و دوری میان ما ؟/ هرگز چنین مباد
آغاز می کنم ، دوباره بیایم کنار تو/ زیبا پلی برای عبور از تمام خویش
وانگه رسیدن آن سوی اشتیاق/ مشتاق کن مرا بطلب این نگاه خیس
پل می شود نگاه تو/ آن دست مهربان
تا بگذرم ز خویش/ آغوش را بگشایی ، رسیده ام
من می رسم دوباره همان سو/ که سمت توست: کیوان شاه بداغی

پل باش که پیوند وصالی باشی/ گل باش که همجنس جمالی باشی....
بی پل قدمی به انتهایی نرسد/ آواز کسی به آشنایی نرسد
بی پل نه شکفتنی و نه علمی ، سخنی/ بی پل که تمدنی به جایی نرسد
بی پل نرسد جهان به آزادی و عشق/ بی پل نشود جهان پر از شادی و عشق
پل راه عبور هنر و علم و کمال
بی پل نرسد جهان به آبادی و عشق: کاشانی 

هر کجا مرز کشیدند، شما پُل بزنید/ حرف "تهران" و "شمیران" و "سرپُل" بزنید
هرکه از جنگ سخن گفت، بخندید بر او/ حرف از پنجره ی رو به تحمل بزنید
نه بگویید، به بت‌های سیاسی نه، نه/ روی گور همه ی تفرقه‌ها گُل بزنید
مشتی از خاک "بخارا" و گِل از "نیشابور"/ با هم آرید و به مخروبه ی "کابل" بزنید
دختران قفس‌ افتاده ی "پامیــر" عزیز/ گُلی از باغ خراسان به دوکاکل بزنید
جام از "بلخ" بیارید و شراب از "شیراز"/ مستی هر دو جهان را به تغزل بزنید
هرکجا مرز... ببخشید که تکرار آمد
فرض بر این که کشیدند، دوتا پُل بزنید: نجیب بارور

هر روز و تنگ غروب تو شهر ما/ صفا داره لب شط پای نخل ها
خوشه با جنگ و نی و ساغر و می/ میشه با شادی و غم زمانه طی
چه خوب و قشنگه لب کارون چه گل بارون میشه وقتی که میشینن دلدارون
تو قایق ها دور از غم ها می خونن نغمه خوش لب کارون
آخ تو چلچراغ آسمون پیدا میشه/ سر پل تا نیمه شب غوغا میشه
دسته دسته دخترون اهوازی/ میان بیرون از خونه با طنازی
گیسوها پریشون همه شاد و خندون/ قد بلند و خوشگل همه رهزن دل
چه خوب و قشنگه لب کارون چه گل بارون...: سراینده ی گمنام

پیشترها ، می شد/ کنج_ یک دنج ، نشست
چای را دیشلمه کرد/ لبوی_ گرم_ تنوری خورد
پیشترها ، می شد/ با رفیقان ، پوکر_ نرمی زد
گهگهی ، راحت ، خونسرد/ از همه آنان برد
پیشترها ، می شد کافه ای رفت/ شیر_ داغی نوشید
سر پل ، وقت_ غروب/ گشت زد و خوش چرخید....
پیشترها ، می شد/ سخن از عشق ، سرود
خنده کرد ، قهقهه زد/ ته دل ، شادان بود
پیشترها ، می شد/ بس چه چیز ها ، که نگفت
بس چه کارها ، که نکرد
دکتر منوچهر سعادت نوری