ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۷, جمعه

شعر و شاعری : در زنجیری از سروده ها ی این زمانه

 

من گدایی دیدم، در به در می رفت آواز چکاوک می خواست...
بره ای را دیدم، بادبادک می خورد
من الاغی دیدم، یو نجه را می فهمید/ در چراگاه نصیحت، گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم، هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما... : سهراب سپهری
http://www.jasjoo.com/books/new-poems/sohrab_sepehri/5/93

برودت است و زمستان و زاغ در بهمن/ هزار بار اگر صحبت بهار برند
صدای اوست که نوروز پایداری ماست/ اگر "سعیدی سرجانی" را هزاربرند
گهی به مقدم نوروز دشمنی ورزند/ گهی ز مسند جمشید، اعتبار برند
اوین سرای ستم نیست ، کوچهء عشق است/ به آن دیارکه آزاده، در حصار برند
به آن خرابه که "عالی پیام" در بند است/ و "طنز" اوبه بخارا و قندهار برند
به آن خرابه که تک خوانی زنان جرم است/ و راهیان هنر را به پای دار برند...: دکتر عارف پژمان
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=37085

گرچه دست تو بسته در تبعید/ هرگز از دم زدن مشو نومید
شاعر روزگار خویشتنی/ مرساد آن دمی که دم نزنی
گر به غربت ، اسیر توبیخی
غم مبادت ، صدای تاریخی: محمد جلالی چیمه (م. سحر)
http://asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=37566

اشک است به دیده و به لب جان ام/ هادی جان، اندکی بخندانم
می مُردم از ملال، اگر نز درد/ طنزِ تو اگر نبود درمان ام...
"شعرانه" نه، شعر می سرایی تو/ شعر است گر آنچه ها که من دانم
فرزندِ عُبید و پورِ ایرج را/ جُز "شاعرِ طنز" خواند نتوانم
تو شاعری و فراتر از آن، ای/ خُنیاگرِ خوش نواز و خوش خوان ام
در مست شدن ز شعر و طنزِ توست/ آرامش وشادی ی دل وجان ام
انگار که من شراب می نوشم
چون شعری تازه از تو می خوانم...:  : اسماعیل خویی/ در ستایشِ هادی خُرسندی
http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=72249

در روز های ابری گیرد بهانه ات را/ شعری که مثل باران خوانـَد ترانه ات را
تا خاطرت بیاید آن روز و روزگاران/ وقتی که عطر شادی پُر کرد خانه ات را
یادش به خیر روزی ما هر دو یار بودیم/ در گوشه های شهرم دیدم جوانه ات را
دل بستمت به نرمی در آفتاب گرمی/ کز سمت عشق آمد لرزاند شانه ات را
اشکت به چشم دیدم شوریدنت چشیدم/ خواندم به گوش هستی شعر یگانه ات را
روزی که شوق نم نم بر گونه ام فشاندی/ بر دفترم چکاندم سُکر فسانه ات را
امروز مانده دفتر با صد خیال پرَپرَ/ تارانده وَهم پوچی چون آشیانه ات را
ای کاش می شنفتی زان جا که تلخ خفتی
 کِلکم چه کودکانه گیرد بهانه ات را: ویدا فرهودی
http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=72305

ای که گفتی شعر و لحن نظم چیست/ یا که آیا ، می توان بی شعر زیست...
شعر، رود_ جاری_ اندیشه است/ راحت_ روح و روان را، ریشه است
ساحت_ صدق و صفا را، پیشه است/ قامت زرق و ریا را، تیشه است
شعر، فصلی از خرد، از دانش است/ یک کرانه، از هنر، از بینش است
پنجره ، بر کوچه ی آسایش است/ چشمه ای ، از زایش ست و رویش است...
شعر، یعنی آشنا با عدل و داد/ دشمن _ بد خویی و ظلم و فساد
ای بسا با شعر، یا با یک سرود/ از سر مسند ، ستمگر شد فرود...
شعر، راه و جاده ای بی انتهاست/ سبزه زاری، از دل و احساس ماست
شعر، دریایی ز مهر و اعتناست/ چون رهاوردی ز عرش و از سماست
هیچ حرفی ، همردیف شعر نیست/ کی توان آخر، بدون شعر زیست
شعر، تاریخ است و "حی" و "حاضر"ست/ بر همه آثار _ هستی، نا ظرست
دکتر منوچهر سعادت نوری

همچنین نگاه کنید به "شاعران و شعرها : در زنجیری از سروده ها”
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/10/blog-post_8.html
مجموعه‌ ی گٔل غنچه ‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2016/02/blog-post_26.html
Chain of Poems on Poetry and Poets
Abstract: Poems by Hafez, T. S. Eliot, Pablo Neruda, Gary Snyder , and Sohrab Sepehri/
Chain of Contemporary Poems on Poetry and Poets (in Persian)/ Definition of Poetry: A Persian Poem by MSN
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/chain-of-poems-on-poetry-and-poets-66576