ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۱۷, چهارشنبه

کیستم: در زنجیری از ترانه ها و سروده ها

ترانه ها
کیستم من ؟ - اجرا: خاطره پروانه
https://www.youtube.com/watch?v=zbMN-7FBh0s
کیستم من ؟ - اجرا: احمد ظاهر خواننده ی افغانی
https://www.youtube.com/watch?v=4nizDRb2emU
کیستم من ؟ - اجرا: خواننده ی گمنام / به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=mBcqria2wmg
کیستم من ؟ - اجرا: جیمی فاکس و کامرون دیاز و کیو والیس / به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=V25lrXx7fKY

سروده ها
ای کاش که من بدانمی کیستمی/ در دایرهٔ حیات با چیستمی
گر پنبهٔ غفلتم نبودی در گوش
بر خود به هزار دیده بگریستمی: مولوی

یکی قطره باران ز ابری چکید/ خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟/گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید/ صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار/ که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد/ در نیستی کوفت تا هست شد: سعدی

من کیستم ای نگار چالاک/ تا جامه کنم ز عشق تو چاک
صد دل داری تو چون دل من/ آویخته سرنگون ز فتراک
در راه رضای تو به جانت/ گر جان بدهم نیایدم باک...: سنایی

ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟/تا در نظرش بهتر ازین زیستمی
یا جمله تنم دیده شده، تا شب و روز/در حسرت عمر رفته بگریستمی: فخرالدین عراقی

من کیستم آتش به دل افروخته‌ای/ وز خرمن دهر دیده بر دوخته‌ای
در راه وفا چو سنگ و آتش گردم/شاید که رسم به صبحت سوخته‌ای: ابوسعید ابوالخیر

من کیستم به دوزخ هجران فتاده‌ای/ وز جرم عشق دل به عقوبت نهاده‌ای
تشریف وصل در بر اغیار دیده‌ای/ با دل قرار فرقت دل دار داده‌ای...: محتشم کاشانی

بار محبت از همه باری گران‌تر است/و آن کس کشد که از همه کس ناتوان‌ تر است
دیگر ز پهلوانی رستم سخن مگوی/ زیرا که عشق از همه کس پهلوان‌تر است...
دانی که من به مجمع آن شمع کیستم/ پروانه‌ای که از همه آتش به جان‌تر است
کی می‌دهد ز مهر به دست من آسمان
دست مهی که از همه نامهربان‌تر است...: فروغی بسطامی

ز بس در زمانه خمش زیستم/ندانند یاران که من کیستم
یکی چیستانم بنگشوده راز/تو نشناسی آسان که ‌من چیستم..: ملک‌الشعرای بهار

من کیستم ز مردم دنیا رمیده‌ای/ چون کوهسار پای به دامن کشیده‌ای
از سوز دل چو خرمن آتش گرفته‌ای/ وز اشک غم چو کشتی طوفان رسیده‌ای...
رفت از قفای او دل از خود رمیده ام/ بی تاب تر ز اشک به دامن دویده‌ای
ما را چو گردباد ز راحت نصیب نیست/راحت کجا و خاطر ناآرمیده‌ای...: رهی معیری

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/ روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
گوهرشناس نیست در این شهر شهریار/من در صف خزف چه بگویم که چیستم..:شهریار

قلم دلاوری کو؟ سخنی دلیر دارم/ سرِ بی قرارِ آهو، دلِ گرمِ شیر دارم
به من اَر جهان بتازد، نه من آنکه خود ببازد/ که نظر به عرش و فرشی، نه زِ بَر، نه زیر دارم
به چه آشیان دهم دل،که چو هُدهُد بیابان/ بگریزم از نسیمی، چو پَر از حریر دارم
به زمان ناشریفان، به چه دَرگَهَم سپاسی؟/ نه زبان اسیر مزدی، نه قلم اجیر دارم
ز نخست روز دَرکَم که به خویشتن رسیدم/ به مقام و مال گفتم: دل و چشمِ سیر دارم
زِ چه ای فقیه باید به تو سر فرود آرم؟/ که به گَردنم نه وامی، به تو باجگیر دارم
به کلام من نظرکن، ز معانیش خطر کن/ که به هر خطی ز دفتر، غزلی خطیر دارم
به شکارگاه انسان، شده ام هدف زِ هر سو/ چه ز تیرها بگویم؟ دلِ چون حصیر دارم
ز سروشگاه فطرت، چه بشارت از تو بر من؟/ نه تو آن بشر شناسی، نه من آن بشیر دارم
اگر از درِ نشاطی، نپذیردم زمانی/ به فراخی زمان ها غم دلپذیر دارم
چو به مسندی رسیدی به حبابِ پشتگاهت/ زِ دو چشم من نظر کن که نگاهِ پیر دارم
ز دل هزار تویم چه نویسم و چه گویم؟/ نه تو آن فسانه خوانی نه من آن دبیر دارم
به جهان چرا کنم رو که به بازیَم بگیرد؟/ نه عمو امیر بود و نه پدر وزیر دارم
به مقامِ بی نیازی به سرِ بلند نازم/ که شکوهِ بی زوالی زِ چنین سریر دارم
به عبای واعظان گو که: به دوش هر که افتی
به قدمگهی نَیَرزی که منِ فقیر دارم : رحیم معینی کرمانشاهی

من کی ام؟ اندیشه ورز ِ شاعری/ بر همه دین های دنیا کافری.
شاعری از سرسری گفتن بری/ دشمنِ اندیشه های سرسری.
می توانستم شدن یک فیلسوف/ خواستم شاهین شوم، امّا، نه بوف.
گردن افرازم، فروتن نیستم/ زآن، برومندم ، سترون نیستم.
گرچه گفت آن شیخِ گیرم با خِرَد/ که زمین، گر پست شد، آبی خورد*
من گزینم کوه یا حتا کویر/ دور از هر بحر و نهر و آبگیر
نخلِ خشکستان بر از آزادگی/ آوَرَد شیرین، نه از افتادگی
اوفتادن نخل را مرگ است ، مرگ/ نه همین افتادن از هر بار و برگ.
ایستد بر جای خود ستوار و سخت/ و ایستاده نیز می میرد درخت.
می نهم افتادگی را بر زمین/ رو به بالا همچنان بالم همین!
نخلی ام ، آری، ولی در بوستان/ سایه ام چتری برای دوستان.
از بَرَم شیرین همیشه کام شان،/ و نبیدِ جمعِ نوش آشام شان.
بهترین شان هم، ولی ، ارجِ مرا/ هیچ نشناسد ، نمی دانم چرا؟
نیست پاسخ شان به شعرم جز سکوت:
وین کند، در کام، نوش ام زغنبوت: دکتر اسماعیل خویی
* اشاره به این سروده ی "پوریای ولی": افتادگی آموز،اگر طالبِ فیضی/ هرگزنخورد آب زمینی که بلند است

من نمی گویم چنان یا این چنینم/ ‌کیستم من زاده ی ايران زمینم
کشور_ افسانه‌ های باستانی/ خطه ای من برتر از ايران نبینم
یا دگاری از تمدن ‌های ‌ایلام/ مانده ایمن از گزند چرخ ایام
مهد مانی مرز مزدک بوم زرتشت/ سرزمین حافظ و ‌رومی وخیام
وادی فردوسی توسی ست آن/ او که با شهنامه کرد ايران به‌ نام
یا که سینا آن خردمند مهین/ صا حب قا ون ، شفای برترین
یاهمان نقطه که سعدی آفرید/ تا گلستان ، بوستان آمد پدید
مامن افشین و بابک ، مازیار/ مهبط حلاج ،  مرد ی سربدار
یا همان منزلگه ستار آزادی طلب/ اسعد و صمصام وباقر، یپرم عیسی نسب
یا سرای مرد می برجسته و والا تبار/ نام آنها را نیارم چونکه ازحد بیشمار
جابجایش‌ ، سبزوخرم دلگشاست/ آسما نش ، پا ک و آبی با صفاست
خطه ای را ، خوشتر از ايران نبینم/ ‌کیستم من زاده ی ايران زمینم
دکتر منوچهر سعادت نوری

مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/07/blog-post.html
Chain of Songs & Poems on

Abstract: Songs performed by Casting Crowns , J. Foxx, Cameron Diaz & Q. Wallis (in Englisg), and by Khatereh Parvaneh & Ahmad Zahir (in Persian)/ Poems composed by Christopher Titmuss, Francesca Paul, Carl Sandburg, & Nicole C. Anderson/ Chain of Persian Poems on “Who am I” (Kisstam Man)/ The Persian Poem of “Kisstam Man?” by MSN
Collected & Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

 http://iranian.com/posts/chain-of-songs-amp-poems-on-who-am-i-53652