ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۲۷, چهارشنبه

بهار در زنجیری از سروده ها و ترانه ها/ انگلیسی و فارسی


Chain of Poems & Songs on Spring/ In Persian: Bahaar
 Chain of English Poems & Songs on Spring
Nothing is so beautiful as spring
The glassy pear tree leaves and blooms, they brush
The descending blue; that blue is all in a rush
With richness;
The racing lambs too have fair their fling...: Gerard M. Hopkins
http://www.theguardian.com/culture/gallery/2014/mar/21/the-10-best-poems-about-spring#img-1
 The spring is coming by a many signs;
The trays are up, the hedges broken down
That fenced the haystack, and the remnant shines
Like some old antique fragment weathered brown...: John Clare
http://www.canteach.ca/elementary/songspoems16.html
 Songs
A medley of songs about spring/ A wide variety of musical styles and some lesser known artists
https://www.youtube.com/watch?v=iQxCt-nAEZM
Spring Songs for Children
https://www.youtube.com/watch?v=DobrRgD5aOU

بهار در زنجیری ازسروده های این زمانه
بهارا، بهل تا گیاهی برآید/ درخشی ز ابر سیاهی برآید
در این تیرگی صبر کن شام غم را/ که از دامن شرق ماهی برآید
بمان تا در این ژرف یخزار تیره/ به نیروی خورشید راهی برآید
وطن چاهسار است و بند عزیزان/ بمان تا عزیزی ز چاهی برآید
به بیداد بدخواه امروز سر کن/ که روز دگر دادخواهی برآید...
مگر از میان بلا گرمگاهی/ ز حلقوم مظلوم آهی برآید
مگر ز آه مظلوم گردی بخیزد
وز آن گرد، صاحب کلاهی برآید: ملک‌الشعرای بهار
 بهار با نفس گرم بادها آمد/ زمین ، جوانی ازو جست و آسمان از او...
بنفشه ، بوی سحرگاه خردسالی را/به کوچه های مه آلود بی چراغ آورد
نگاه نرگس همزاد خاکی خورشید
به راه خیره شد و صبح را به باغ آورد... : نادر نادرپور
 کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن و گوش دادن به
صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟
و در کدام بهار درنگ خواهی کرد
و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد؟
شراب باید خورد و در جوانی  روی یک سایه راه باید رفت
همین‚ کجاست سمت حیات؟
من از کدام طرف میرسم به یک هدهد؟...: سهراب سپهری
 کاش چون پرتو خورشید بهار/ سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده ی لرزان حریر
رنگ چشمان ترا می دیدم... : فروغ فرخزاد
 خوش آمد بهار/ گل از شاخه تابید خورشید وار
چو آغوش نوروز_ پیروز بخت/ گشوده رخ و بازوان درخت
گل افشانی ارغوان/ نوید امید است در باغ_ جان
که هرگز نماند به جای زمستان اهریمنی
بهاران فرا میرسد پرستیدنی/ سراسر همه مژده ی ایمنی
درین صبح_ فرخنده ی تابناک/ که از زندگی دم زند جان خاک
بیا با دل و جان پاک/ همه لحظه ها را به شادی سپار
نوایی هم آهنگ یاران برآر/ خوش آمد بهار: فریدون مشیری
 بهارا ، زنده مانی ، زندگی بخش/ به فروردین ما ، فرخندگی بخش
بهارا ، باش کاین خون گل آلود/ برآرد سرخ گل ، چون آتش از دود
میان خون و آبش ، ره گشائیم/ از این موج و از این توفان ، برآئیم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آئین دگر ، آیی پدیدار : هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)
بزن باران بهاران فصلِ خون است/خیابان سرخ و صحرا لاله گون است..
بزن باران که دیوان در کمین اند/ پلیدان در لباس ِ زُهد و دین اند..
بزن باران فریب آئینه دار است/ زمان یکسر به کام ِ نابکار است..
بزن باران و شادی بخش جان را/ بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام ِ غرقه در خون ِ دیارم
بپا کن پرچم ِ رنگین کمان را... : محمد جلالی چیمه (م.سحر)
آمد آمد بهار و من با خويش / می سرايم تويی بهار، تويی
می وزد تا نسيم فروردين / عطر گيج بنفشه زار تويی ....
هفت سين است و سبزه  و سنبل
من و يادی و شمعی و سوزی
زير لب باز سر کنم آرام / تو بهاری، تويی که نوروزی: پیرایه یغمایی
 چه شود اگر گذارم سر خود به دوش باران/ و بنوشم از لبانش دو سه جرعه از بهاران
تن تشنه را سپارم، به طراوت جسورش/ و، چو بید، گیسوان را کنم از شعف پریشان
بشوم چو لاله دربست، ز شراب ژاله سرمست/برسد ندا: بنوش و به بهاریان بنوشان
چه شود اگر نسیمی بوزد ز سمت البرز/ که به بی قرار ِ غربت خبری دهداز ایران
خبری به سرخی ِ گل و به لحن سبز بلبل/ همه مژده ی رهایی ز حصار هر چه زندان
خبراز طلوع امید به مرام گرم خورشید/ که زروزگار جمشید شده چیره بر زمستان
برسد صدای عاشق، به شفاعت شقایق
به هر آن کجا که شاید، برسد صدای انسان : ویدا فرهودی
 ز پشت پنجره، یکسر، کسی صدایم کرد/بهار، چکمهء خود را به آفتاب سپرد
«گلی» نیامد و و روبان قرمزش اینجاست
دو تابلو و دوتا عکس، یادگاری اوست
دلم خوش است به پرواز دور چلچله ها : دکتر عارف پژمان
 برخیزوُ بیا بهار را مهمان کُن/ موسیقیِ بیقرار را مهمان کُن
بگشا یگشا پنجره هایت را ، باز
آواز دلِ انار را مهمان کُن : رضا مقصدی
 نوروز جان جوانه های دستانت را/ در آبشار ِ آفتاب می گسترانم
سبزینه پای پوش و تن پوش جنگلی ات را/ با دلی دریایی آبیاری می کنم
تا تو همیشه بهار ِ پس ِ زمستان/ بر فراز و فرود ِ ایران
دوشیزه ی سپید گیسو/ شیر خروشیده ی کهن جوان سال
بیکران، پایدار و پاینده بمانی : آبتین آیینه

چون پرنده، همچنان بر بال خویش/ گفته ایم با آسمان ، ازحال خویش
از میان رعد و برق، آتش فشان/ اين ندا پیچیده اندر کهکشا ن
فصل سرد و باد و توفان، بگذرد/ خشم و آسيب زمستان، بگذرد
با پرستو ، ما بهاران  آوریم/ چشم ، در راهیم و بر اين باوریم
دکتر منوچهر سعادت نوری
بهار در زنجیری از ترانه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/03/blog-post_19.html
همچنین نگاه کنید به :
سال نو : در زنجیری از سروده ها
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury-160.html
نوروز : در سروده های برخی سخنو ران امروز
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/03/blog-post_15.html
فروردین : از نگاه برخی سرایندگان این زمانه
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/03/blog-post_7266.html

مجموعه ی گٔل غنچه های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/03/blog-post_18.html