ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۱۶, یکشنبه

آمدن ها: در زنجیری از ترانه ها و سروده ها

 ترانه ها
آمدن و رفتن (از خیام) - دکلمه ی احمد شاملو - اجرا: محمد رضا شجریان
https://www.youtube.com/watch?v=56guHWJnkxo
آمد بهار جان‌ها (از مولوی) - اجرا: محسن چاووشی
https://www.youtube.com/watch?v=MDuEG9QTWGg
آمد بهار جان‌ها (از مولوی) - اجرای رقص: لیا فلاح 
https://www.youtube.com/watch?v=ubQtuduYfic
آمدی جانم به قربانت (از شهریار) - اجرا: بنان
https://www.youtube.com/watch?v=CV4GLuuYvZg
آمدی جانم به قربانت (از شهریار) - اجرا: سالار عقیلی 
https://www.youtube.com/watch?v=hUnW0eAm9xk
آمد نوبهار - اجرا: دلکش
https://www.youtube.com/watch?v=Ai290V-CMMs
گل آمد بهار آمد - اجرا: پوران شاپوری
https://www.youtube.com/watch?v=EpOVXHavOYw
سروده ها
آمد بهار جان‌ها، ای شاخ تر به رقص آ/ چون یوسف اندرآمد، مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور، مانند شیر مادر/ ای شیرجوش در رو، جان پدر به رقص آ
چوگان زلف دیدی، چون گوی دررسیدی/ از پا و سر بریدی، بی‌پا و سر به رقص آ
تیغی به دست خونی، آمد مرا که چونی/گفتم بیاکه خیرست، گفتا نه شر به رقص آ
از عشق تاجداران، در چرخ او چو باران/ آن جا قبا چه باشد، ای خوش کمر به رقص آ
ای مست هست گشته، بر تو فنا نبشته/ رقعه فنا رسیده، بهر سفر به رقص آ
در دست جام باده، آمد بتم پیاده/ گر نیستی تو ماده، زان شاه نر به رقص آ
پایان_ جنگ آمد، آواز_ چنگ آمد/ یوسف ز چاه آمد، ای بی‌هنر به رقص آ
تا چند وعده باشد، وین سر به سجده باشد/هجرم ببرده باشد، دنگ و اثر به رقص آ
کی باشد آن زمانی، گوید مرا فلانی/ کای بی‌خبر فنا شو، ای باخبر به رقص آ
طاووس ما درآید، وان رنگ‌ها برآید/ با مرغ جان سراید، بی‌بال و پر به رقص آ
کور و کران عالم، دید از مسیح مرهم/ گفته مسیح مریم، کای کور و کر به رقص آ
مخدوم شمس دین است، تبریز رشک چین است
اندر بهار حسنش، شاخ و شجر به رقص آ : مولوی

هنگام صبوح ای صنم فرخ پی/ برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می
کافکند بخاک صد هزاران جم و کی
این آمدن تیرمه و رفتن دی : حکیم عُمَر خیام نیشابوری

بیایید بیایید، که گلزار دمیده‌ ست
بیایید بیایید، که دلدار رسیده‌ ست
بیارید به یک بار، همه جان و جهان را
به خورشید سپارید، که خوش تیغ کشیده ‌ست... : مولوی
 
 از آمدنم، نبود گردون را سود/ وز رفتن من، جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی، نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود: حکیم عُمَر خیام نیشابوری

آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا/ آمدی، حالا که من افتاده ام از پا، چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ بی وفا، این زودتر می خواستم، حالا چرا
عمر ما را، مهلت امروز و فردای تو نیست/ من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا
نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده ایم/ دیگر اکنون، با جوانان نازکن، با ما چرا
آسمان، چون جمع مشتاقان پریشان می کند/در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا، چرا
در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین/ خامشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا
شهریارا، بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر، راه قیامت می روی تنها چرا: محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

سایه ی دراز لنگر ساعت، روی بیابان بی پایان در نوسان بود
می آمد می رفت، می آمد می رفت
و من، روی شن های روشن بیابان
تصویر خواب کوتاهم را می کشیدم... : سهراب سپهری

آمدم، تا بتو آویزم/ لیک دیدم، که تو آن شاخه ی بی برگی...
وه چه شیرین است/ از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن
در بروی غم دل بستن/ که بهشت اینجاست
بخدا، سایه ی ابر و لب کشت اینجاست
تو همان به، که نیندیشی/ به من و درد روان سوزم
که من از درد، نیاسایم/ که من از شعله، نیفروزم... : فروغ فرخزاد

عاقبت خورشید را پیروزی است/ بُرد با فردای ظلمت سوزی است
بُرد با عشق است و فردا دور نیست/ نور اگز ظلمت نسوزد نور نیست
علم اگر مستخدم ِ جهل آمدی/ عالِمش از عالَـَم ِ جهل آمدی
علم آینده ست ، علم آبادی است
آدمی را کوکب ِ آزادی است...: محمد جلالی چیمه (م. سحر)

زیر_ باران ، اگر که ما رفتیم/ با دلارا م_ دلربا رفتیم
دل و جان را به یکدگر دادیم/ سوئی آرام و بی صدا رفتیم
تا گذرگاه_ عشق ،  ‌پدید آمد/ کنج_  آن دنج_  آشنا رفتیم
عاشقانه ، به هم نظر کردیم/ قعر_ یک چشمه ی صفا رفتیم
لب_ خود را، ز بو سه ای ‌شستیم/ مست_ آن بو سه، تا سما رفتیم
با دلارام_ دلربا  رفتیم
زیر_ بارا ن ، اگر که ما رفتیم : دکتر منوچهر سعادت نوری

غمخوار من، به خانه ی غم ها خوش آمدی/ با من، به جمع مردم تنها خوش آمدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنند/ می بینمت برای تماشا، خوش آمدی
راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست/ ای من به آخرین شب دنیا خوش آمدی
پایان ماجرای دل و عشق، روشن است/ ای قایق شکسته، به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام، سخنی غیر از این نبود/ منت گذاشتی به سر_ ما، خوش آمدی
ای عشق، ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم، اما خوش آمدی : دکتر فاضل نظری

از نردبان_ عشق، به بام_ تو آمدیم/ این کار_ عشق بود، که رام_ تو آمدیم
در آسمان_ عشق، هزاران ستاره بود/ بر سوی_ یک ستاره، به نام_ تو آمدیم
در خط_ صا ف عشق ، گرفتیم راه_ تو
همپای تو شدیم و به گام_ تو آمدیم...
دکتر منوچهر سعادت نوری

Chain of Songs & Poems on "Coming" (in Persian: Aamadan)
Abstract: The English translation of some selected poems from Rumi, Omar Khayyam, etc. Some English & Persian Songs on "Coming".
Collected and Prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/chain-of-songs-amp-poems-on-quot-coming-quot-in-persian-aamadan-42913
مجموعه ی گٔل غنچه های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/12/blog-post_7.html