ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۶, پنجشنبه

می_ ناب: در زنجیری از سروده ها

برخیز که ساقی اندرآمد/ وان جان هزار دلبر آمد
آمد می ناب وز پی نقل/ بادام و نبات و شکر آمد... : مولوی

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید/ بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کایشان/ به زانکه فروشند چه خواهند خرید: خیام
 
دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم/ نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم
روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود/ وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم
نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم/ بر کارگاه_ دیده ی بی‌خواب می‌زدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم... : حافظ
http://www.youtube.com/watch?v=z21hkth6eco
 
من بی می ناب زیستن نتوانم/ بی باده کشید بارتن نتوانم
من عاشق آن دمم که ساقی گوید/ یک جام دگر بگیر و من نتوانم: خیام
https://www.youtube.com/watch?v=e0nZzQFbySk

غلام آن می صافم که بر رخ جانان‌/ به یک دو کاسه به بارد هزارگونه عرق‌
چه درچکد بمیان قدح ز حلق کدوی‌/ ز لحن باربدی‌ وشتر آید آن لق‌لق‌
چو بو علی می ناب ار خوری حکیمانه‌
به حق‌حق که وجودت شود به حق ملحق: پور سینا، مشهور به ابن سینا
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=22965

افسوس که این مزرعه را آب گرفته، دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
خون دل ما رنگ می ناب گرفته، وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
رخسار هنر گونه مهتاب گرفته، چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته
ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار...: ادیب الممالک فراهانی
http://iranian.com/posts/quot-quot-37619

مرغ سحر ناله سر کن/ داغ مرا تازه‌تر کن...
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت/ شام تاریک ما را سحر کن
مرغ_ بیدل، شرح هجران، مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر_ حقیقت به سر شد/ عهد و وفا پی‌سپر شد
نالهٔ عاشق، ناز معشوق/ هر دو دروغ و بی‌اثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد/ قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد/ دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب/ زارع از غم گشته بی‌تاب
ساغر اغنیا پر  ز می ناب/ جام ما پر ز خون جگر شد...: ملک‌الشعرای بهار

شب چو در بستم و مست از می نابش کردم/ ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
شرح داغ دل پروانه، چو گفتم با شمع/ آتشی، در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی مرد، ز حسرت فرهاد/ خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل، که خونابه ی غم بود و جگرگوشه ی درد/ بر سر_ آتش_ جور_ تو، کبابش کردم
زندگی کردن من ، مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم: محمد فرخی یزدی

همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست/ چون باده ی لب تو می نابم آرزوست
ای پرده پرده چشم توام باغ های سبز/ در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست
دور از نگاه گرم تو بی تاب گشته ام/ بر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست
تا گردن سپید تو گرداب رازهاست/ سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست
تا وارهم ز وحشت شب های انتظار
چون خنده ی تو مهر جهانتابم آرزوست: فریدون مشیری

من یک انسانم ، که عمری خواب را گم کرده ام
چون وطن ، یعنی که خاک و آب را گم کرده ام
گریه و نوحه ، فضا را یکسره تسخیر کرد
بلبل و بس گلشن_ شاداب را گم کرده ام
کار_ رقص و شادمانی زشت و ناهنجار شد
دلبر و جا م_ شراب_ ناب را گم کرده ام 
یا چه شیوا گفت آن پیرایه بانو در غزل:
"ماه را گم کرده ام ، مهتاب را گم کرده ام"   
حمله ی روبه مزاجان ، شیر پرچم را زدود
همزمان ، خورشید عالمتاب را گم کرده ام
بس مبارز قهرمان را ، اهرمن نابود ساخت
مازیار و با بک و سهراب را گم کرده ام
آن اهورا سرزمین شد مرکز تزویر و ظلم
سرگریبان مانده ا م ، آداب را گم کرده ام
مازیار و بابک و سهراب را گم کرده ام
من یک انسانم، که عمری خواب را گم کرده ام
دکتر منوچهر سعادت نوری


Chain of Poems on "Pure Wine"
Abstract: An English translation of the selected poems on "Pure Wine" by Rumi, Omar Khayyam, Hafez, Chinese Poet Li Po (also known as Li Bai), and this author
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/chain-of-poems-on-quot-pure-wine-quot-41707

مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/11/blog-post_27.html