۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه

در چای سرای یک سراینده

١
ای ننوشیده چای_ ایران را
و ندانی که طعم_ چایی چیست؟
چای_ خوش رنگ و عطر_ لاهیجان
یک نمونه ز چای_ ایرانیست
٢
چای را بر نوش
Have some tea and cake with your own true friends and dear pals
Imagine you are in India whit an elephant, the largest of all animals
If your glass of Shiraz wine is empty & you need a shot
Do not feel embarrassed about reaching for the teapot
٣
غلیان_ جوش_ جعفر و ناز_ پری رخان
"این هر دو در کشاکش دوران، کشیدنی ست"
همراه_ چای_ دبش و معطر، کنار یار
لب بوسه ای ز دلبر_ رعنا، چشیدنی ست!
٤
پیشترها ، می شد/ کنج_ یک دنج ، نشست
چای را دیشلمه کرد/ لبوی_ گرم_ تنوری خورد
پیشترها ، می شد/ با رفیقان ، پوکر_ نرمی زد
گهگهی ، راحت ، خونسرد/ از همه ی آنان برد
پیشترها ، می شد/ کافه ای رفت/ شیر_ داغی نوشید
سر پل ، وقت_ غروب/ گشت زد و خوش چرخید...
پیشترها ، می شد/ شب شعر، راه انداخت
از یکی ، خوبی گفت/ به فلانی ، هم تاخت
پیشترها ، می شد/ توی پارک ها ، رقصید
پای لرزیدن_ خربوزه نشست
مشت را ، سخت بجایی کوبید...
پیشترها ، می شد/ سخن از عشق ، سرود
خنده کرد ، قهقهه زد/ ته دل ، شادان بود
پیشترها ، می شد
بس چه چیز ها ، که نگفت/ بس چه کارها ، که نکرد
۵
روزگاران گذشته همه پر خاطره است/ مثل یک قوس به اطراف دل دایره است
خوش درخشیدن_ خورشید_ نشاط/ دانه بر چیدن کفترها، در صحن حیاط
چای نوشیدن ها، در لب_ حوض/ گردش_ تشت_ کبودی در آب
دیدن_ ماهی ها، عاشقانه رقصیدن/ دور همدیگر، گشتن، چرخیدن
گفت و گو های بزرگتر ها، در ایوان/ خنده ها، قهقهه ها، شادی و ساز 
خوردن_ شربت_ آلبالو در یک لیوان/ گوش دادن به ترانه، آواز
"قمر" و "گیتی" و "دلکش"/ "گوگوش" و "ویگن" و "رامش"
نیم نگاهی به مقالات و به اخبار جهان
"اطلاعات"، "کیهان"، "خواندنیها"، "آتش"
جنگ_ سرد، همهمه، درد/ بازی_ نفت، آنهمه آمد و رفت
چه شرارت ها، چه مرارت ها/ چه غرامت ها، چه ملامت ها
ضعف در دولت، رشد_ یک قدرت/ چه نمایش ها، چه سیاست ها
کنفرانس ها و سخن رانی ها/ چه همایش ها، چه حکایت ها
دانه بر چیدن کفترها، در صحن حیاط
مردمان در همه جا، درتکاپوی حیات

دکتر منوچهر سعادت نوری