۱۳۹۲ فروردین ۵, دوشنبه

فروردین : از نگاه برخی سرایندگان این زمانه


هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟ / بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود
کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ/ گویی بهشت آمده از آسمان فرود
دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش / جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود
جای دگر بنفشه یکی دسته بدروند/ وین جایگه بنفشه به خرمن توان درود ...: ملک‌ الشعرای بهار

ملال خاطرم از عقده ی جبین پیداست
شرار سینه ام از آه آتشین پیداست
صفای عشق درین برکه خزانی بین
اگرچه بر رخش از غم هزار چین پیداست
فروغ عشق ز من جو که همچو چشمه ی صبح
صفای خاطرم از پاکی جبین پیداست
من آن شکوفه از بوستان جدا شده ام
شب خزان من از صبح فرودین پیداست
مرا چو جام شکستی به بزم غیر و هنوز
ز چشم مست تو آثار قهر و کین پیداست : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

بهارا ، زنده مانی ، زندگی بخش
به فروردین ما ، فرخندگی بخش
بهارا ، باش کاین خون گل آلود
برآرد سرخ گل ، چون آتش از دود
میان خون و آبش ، ره گشائیم
از این موج و از این توفان ، برآئیم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آئین دگر ، آیی پدیدار : هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

آمد آمد بهار و من با خويش / می سرايم تويی بهار، تويی
می وزد تا نسيم فروردين / عطر گيج بنفشه زار تويی ....
هفت سين است و سبزه و سنبل
من و يادی و شمعی و سوزی
زير لب باز سر کنم آرام / تو بهاری، تويی که نوروزی : پیرایه یغمایی


مرا چه باک از عقوبتِ تکفیر، کفران نعمت است اگر این گلایه گو باشد
گیرم به کاکل فروردین هرآینه این نوید نوبهاران است؛
گیرم بشارتِ مقدم نوروز در عطر خیس بنفشه و اشکِ شوق باران است،
چرا ورق برنگشته ولی ز برفی اسپند،
قندیل یخ نشسته هنوز،چرا به شاخسار امید،
و به تقویم من در آستانه ی عید
هنوز، باری چرا چلّه ی زمستان است : جهانگیر صداقت فر


بلکه آن روز که آزادی_ ملت ، تضمین
همه آ زا د و برابر ، همه مومن به صلاح
شک و ترد ید شده محو ، در آ‌غوش  یقین
نظر_ فقه معزز به مسا جد ، اما
امر دولت ، همه  منفک  ز سر _ مذهب  و د ین
عصر_ آزاد‌گی و عهد_ مروت حا کم
عشق ، غالب شده بر موعظه ی نفرت و کین
مرد و زن ، همره و در قافله ی کار و تلاش
تا همه بو م شود ، ‌پهنه‌ای از باغ بر ین
فره هشیار ، که تاریخ دگر باید خواند
عید ا یرا ن ‌تو مخوان روز_ یک_ فروردین
بلکه آن روز که آزادی ملت ، تضمین
امر دولت ، همه  منفک  ز سر مذهب و د ین

دکتر منوچهر سعادت نوری