۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

پرنده چه می خواند



به رویا بود و بس ، در گفتگو بود
در آنشب کز ستا ره ، نور و سو بود

و او ، بر جقه ای ، تا بان و مشهود
بسا ن_ ماه ، در شب ،  آ رزو بود

شبی آبی ، همه یاد و همه ژرف
و او در‌ هاله ای ، از ریزش برف

نوائی ، چون بلورین چکه ی آب
همه ، آهنگ_ تار ، و بربط و  دف

تو ‌گوئی ، چون ‌پرنده در دل شب
که بر سینه  ، غمی سنگین نهفته

همی خوا ند که  فردا ، جا م زرین
نو ید_ برهه ی_  نا هید * گفته


دکتر منوچهر سعا دت نوری
ژوییه  ۲۰۰۵

*ناهید : شکل پارسی امروزی از نام « آناهیت » در پارسی میانه و «آناهیتا» از پارسی باستان است / معنی آن « نا آلوده » یعنی پاک یا بی آلایش و یا « نا خشمگین » یعنی آرام و با آرامش است / در فرهنگ ایران باستان آناهیتا ایزدبانوی آب‌ها است / همچنین در منظومه ی شمسی، ناهید یکی از نامهای سیاره ی دوم از خورشید است / نا م دیگر ا ین سیاره ، «زهره » و نا م اروپا یی آن  « ونوس » است

بر گرفته از مجموعه سروده‌های زنجیرها

۱۳۹۱ مرداد ۶, جمعه

زلزله



بمناسبت زلزله ی دلخراش در زرند کرمان - اسفند ماه  ۱۳۸۳


ای زمین_  ملتهب ، آرام شو
لحظه ای ، با حال و بی آلام شو

نزهت و سرسبزی دشت ات کجاست؟
آن تماشاگاه و گلگشت ات کجاست؟

جای جای _ تو ، بسا ویرانه شد
جشن و شادی، بهر_تو بیگانه شد

بس کن آخر ، این نهیب_ زلزله
بفکن آنجا ، خوش نوای_ هلهله

بنگر اکنون ، بر نشاط  و ولوله
بشنو، صوتی ، دلنواز از چلچله

لحظه ای ، با حال و بی آلام شو
ای زمین_  ملتهب ، آرام شو


دکتر منوچهر سعا دت نوری
اسفند ماه  ۱۳۸۳

مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار