ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۴, جمعه

بار ندامت



زیستن* : جز درد و جز محنت نبود
هر چه بنمود ، بر غم_انسان فزود

مانده ست بار_ندامت ها ، به دوش
راستی، ما را ازین هستی، چه سود؟

دکتر منوچهر سعادت نوری

* با استقبال از این سروده است:
  آن قدر بارندامت ، به دلم جمع شده ست/ که اگر پایم از این ، پیچ و خم آید بیرون/ لنگ لنگان ، ره دروازه ی هستی گیرم/ نگذارم ، که کسی از عدم آید بیرون : مسیح کاشانی


مجموعه‌ ی گل غنچه های پندار