۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

شعا رمن




نقش_دل و ما ندگا ر_من شد
آن عشق که سازگار_من شد

آن عشق _ تو بود که سراسر
اند یشه ی روزگار_من شد

چشمان _ تو زان نگاه _اول
چشمان _همیشه یار_من شد

تا رنگ به گو‌نه ات دگرگشت
گفتم که مهی نگار_من شد

آن باغ و د یار_زادگاه ات
گلباغ_من ود یار_من شد

وان کوچه ی عشق _تو شب وروز
راه_من ورهگذار_من شد

یورش به صف _ رقیب _ دیرین
رزم_من وکارزار_من شد

دروصف _تو آن سروده ها ‌یم
سرلوحه ی یادگار_من شد

بشنیدن حرف _"آری" از تو
امید _ من و تبار_من شد

آن گفت _ قشنگ _"آری"_تو
آرام _ دل و قرار_من شد

مدهوش_تو ما ندم عاشقا نه
کاغوش_تو درکنا ر_من شد

آن وصل_ معطر _شبا نه
فصل _ خوش _ نو بها ر_من شد

تحریر _لب _تو بوسه دادن
سر مشق_تما م_کا ر_من شد

جان برسر _عشق _ تو نهادن
سوگند _هزار بار _من شد

سر بر ره _ عشق _ تو سپردن
آیین _من و شعار_من شد

اندیشه ی روز گار _ من شد
نقش _دل و ماندگار_من شد

دکتر منوچهر سعا دت نوری

بر گرفته از مجموعه سروده‌های زنجیرها