۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

کا رعشق




زنجیرعشق _ا و ست که بر پا ی_ ا ین د ل ا ست
ا و بی خبر ز حا ل_ د ل ا ست و چه غا فل ا ست

گفتیم که ا ین جنون ، همه نا شی ز عشق _ ا و ست
گفت ا و که کا ر_ عشق ، نه کا ر_ یک عا قل ا ست


دکتر منوچهر سعادت نوری

بر گرفته از مجموعه سرودههای زنجیرها 

شعا رمن




نقش_دل و ما ندگا ر_من شد
آن عشق که سازگار_من شد

آن عشق _ تو بود که سراسر
اند یشه ی روزگار_من شد

چشمان _ تو زان نگاه _اول
چشمان _همیشه یار_من شد

تا رنگ به گو‌نه ات دگرگشت
گفتم که مهی نگار_من شد

آن باغ و د یار_زادگاه ات
گلباغ_من ود یار_من شد

وان کوچه ی عشق _تو شب وروز
راه_من ورهگذار_من شد

یورش به صف _ رقیب _ دیرین
رزم_من وکارزار_من شد

دروصف _تو آن سروده ها ‌یم
سرلوحه ی یادگار_من شد

بشنیدن حرف _"آری" از تو
امید _ من و تبار_من شد

آن گفت _ قشنگ _"آری"_تو
آرام _ دل و قرار_من شد

مدهوش_تو ما ندم عاشقا نه
کاغوش_تو درکنا ر_من شد

آن وصل_ معطر _شبا نه
فصل _ خوش _ نو بها ر_من شد

تحریر _لب _تو بوسه دادن
سر مشق_تما م_کا ر_من شد

جان برسر _عشق _ تو نهادن
سوگند _هزار بار _من شد

سر بر ره _ عشق _ تو سپردن
آیین _من و شعار_من شد

اندیشه ی روز گار _ من شد
نقش _دل و ماندگار_من شد

دکتر منوچهر سعا دت نوری

بر گرفته از مجموعه سروده‌های زنجیرها 

در راه عشق





خواهم ترا به سینه بیفشا رم
سر را به را ه عشق تو بسپارم

پا در حریم وصل تو بگذ ا رم
آن پرده را ز فاصله  بردارم

دکتر منوچهر سعادت نوری

بر گرفته از مجموعه سرودههای زنجیرها

د وستدارعشق



ما ، نسل ضربه دیده ز پرگار_نفرت ا یم
ما ، ازبرای_نسل_ بشردرس_عبرت ا یم

با شد د یا رو کلبه ی ما ، پر شود زمهر
ما ، د وستدا ر_ حربه ی عشق و مسرت ا یم

دکتر منوچهر سعادت نوری

بر گرفته از مجموعه سرودههای زنجیرها 

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

درخت آزادی



Quote: "The tree of liberty must be refreshed from time to time with the blood of patriots and tyrants": Thomas Jefferson, 3rd president of the USA
درخت آزادی را باید گاه گاه با خون میهن پرستان و ستمکاران آبیاری کرد

  
The Liberty Tree (1646–1775) was a famous elm tree that stood in Boston near Boston Common, in
 the days before the American Revolution. Ten years before the American Revolution, colonists in Boston staged the first act of defiance against the British government at the tree. The tree became a rallying point for the growing resistance to the rule of Britain over the American colonies.
http://en.wikipedia.org/wiki/Liberty_Tree



Liberty Tree
by Thomas Paine
 In a chariot of light from the regions of day,In the Goddess of Liberty came
Ten thousand celestials directed the way,nd hither conducted the dameA fair budding branch from the gardens aboveWhere millions with millions agreeShe brought in her hand as a pledge of her loveAnd the plant she named Liberty Tree=The celestial exotic struck deep in the groundLike a native it flourished and boreThe fame of its fruit drew the nations aroundTo seek out this peaceable shoreUnmindful of names or distinctions they cameFor freemen like brothers agreeWith one spirit
endued, they one friendship pursued
And their temple was Liberty Tree
Beneath this fair tree, like the patriarchs of old,
Their bread in contentment they ate
Unvexed with the troubles of silver and gold,
The cares of the grand and the great.
With timber and tar they Old England supplied,
And supported her power on the sea;
Her battles they fought, without getting a groat,
For the honor of Liberty Tree.
But hear, O ye swains, 'tis a tale most profane,
How all the tyrannical powers,
 Kings, Commons and Lords, are uniting amain

To cut down this guardian of ours
From the east to the west blow the trumpet to arms
Through the land let the sound of it flee
Let the far and the near, all unite with a cheerIn defence of our Liberty Tree
http://www.theotherpages.org/poems/paine02.html



درخت آزادی

ای درختان_ سبز_ آزادی
بهر_ا نسا ن ، نها ل_ بنیادی

ای كه زا یند ه ی نشا ط_ فضا
ای نما د_ حیا ت و آ با دی

ریشه و ساقه ی شما خشك است
به دیار_ كهن : غمان وادی

نه گلستا ن ، نه پهنه بستا نی
یک جوانه ، نه رسته بر شادی

نه سرودی ز عشق و از امید
نه درودی ، نه با نگ و فریا دی

سربه سر محنت است و رنج و عذاب
نه عطوفت ، نه دست_امدادی

بستر_ خاك ، سرخ و خونین باد
ای درختان_ سبز_ آزادی


دکتر منوچهر سعا دت نوری


مجموعه ی گل غنچه های پندار

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

سخن ایران


منگر مرا چنین که شدم کوچک و نزار
بنگر مرا به عهد _ شکوه و بزرگی ام

منگر مرا به چهره ی غمگین و سوگوار
بنگر مرا ، به دوره ی شاد و سترگی ام

منگر مرا نحیف و ضعیفی به روزگار
بنگر مرا به عصر_ حماسی  و جنگی ام

منگر مرا چنین که شدم زشت و بی عیار
بنگر مرا چو گلشن و گلهای_ رنگی ام

منگر مرا به شیون و بس ناله، زار زار
بنگر مرا ، به غرش_ شیر و پلنگی ام

منگر مرا چو ابر_ سیه فام_ پر غبار
بنگر مرا ، چو پرچم پاک_ سه رنگی ام

منگر مرا چنین، شده مغلوب_ کارزار
بنگر مرا ، چو آرش و تیر_خد نگی ام

بنگر مرا ، به دوره ی شاد و سترگی ام
بنگر مرا به عهد _ شکوه و بزرگی ام

دکتر منوچهر سعا دت نوری

مجموعه ی گل غنچه های پندار


۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

صبح عشق





هر صبح با خیا ل تو بیدا ر می شو م
در پا کی_ هوا ی تو هشیا ر می شو م

دل بسته ام ز راه_ سلا مت  به کوی تو
یعنی که من  بدون تو بیمار می شوم

دکتر منوچهر سعادت نوری

بر گرفته از مجموعه سرودههای زنجیرها 

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

میخ تیز سرنگونی



تا که ظلم ، بر مردمان آمد شدید
میخ_ تیز_ سرنگونی ، شد پدید


همزمان ، خورشید_ آزادی دمید
قلب_ عشق و شادی_ دنیا ، تپید


دکتر منوچهر سعا دت نوری

مجموعه ی گل غنچه های پندار

۱۳۹۰ مهر ۲۰, چهارشنبه

کنا ره ی عشق





(عشق ، شکیبائی است)

گفتی ز سرزنش به شمارش‌ ها
عمرت چه شد عبث ، زتمنائی

بو د م کنا ر ‌تو به ستا یش‌ ها
د ر یک جها ن سبز_ شکیبا ئی

اینک توئی شبا نه ی خواهش‌ ها
د ر اوج_ د لربا ئی  و  زیبا ئی

با شم من آ ن زبا نه ی آ تش‌ ها
بر موج_ کهربا ئی_ شید ا ئی


دکتر منوچهر سعا دت نوری


بر گرفته از مجموعه سروده‌های زنجیرها 

بوسه ها ی زیر باران



زیر_ با را ن ، ا گر که  ما  رفتیم
با  د لا را م_ د لربا  رفتیم

د ل و جان را به یکد گر د ا د یم
سو ئی آ را م و بی صدا  رفتیم

تا گذ ر گا ه_ عشق ،  ‌پد ید آ مد
کنج_  آ ن  د نج_  آ شنا رفتیم

عا شقا نه ،  به  هم  نظر کرد یم
قعر_ یک چشمه ی  صفا رفتیم

لب_ خود را ، ز بو سه ای ‌شستیم
مست_ آ ن بو سه ، تا سما رفتیم

با  د لا را م_ د لربا  رفتیم
زیر_ با را ن ، ا گر که  ما  رفتیم

دکتر منوچهر سعا دت نوری

بر گرفته از مجموعه سروده‌های زنجیرها 

جاده سازان


این خط جاده ها که به صحرا خزیده ‌اند
بس مردمان به خون_ دل آن را کشیده‌اند

آنان ، درعمق_ سرد_ سکوت آرمیده‌ اند
لیکن ، به اوج_ سبز_ حماسه رسیده ‌اند

دکتر منوچهر سعا دت نوری


نخستین انتخاب

کجا دا نی زعشق بی حسا بم

که همچون بنده ی در گاه عشقت
سر از فرمان_ تو  هرگز نتا بم

یکی تصویر_ نازت روبر‌یم
به منز لگاه_ عشق هرسو شتا بم

وگر آنجا ترا یکدم نه بینم
نشان_ رد_پای ات را بیا بم

ندارم لحظه ای تاب جدایی
که ازدوری و هجران درعذ ا بم

و درعرش_ سپهر_خوبرویان
تو هستی : آ فتا بم ، ماهتا بم

تو که هر نیمه شب آیی سراغم
و ازفردای عشق پرسی جوا بم

قرار_عشق_من با تو ، مدا م است
که ثبت است شرح آن در هرکتا بم

ترا جزهمدل و همد م ‌نجویم
عزیزم : ای نخستین ا نتخا بم

کجا دا نی زعشق بی حسا بم
تو که صدعشوه می ریزی به خوابم

دکتر منوچهر سعا دت نوری

٢٧ فروردین ١٣٨٦

با یادی از این سروده :
دو زلفانت بود تار ربابم/ چه میخواهی ازین حال خرابم
تو که با ما سر یاری نداری/ چرا هر نیمه شب آیی بخوابم
بابا طاهر عریان


۱۳۹۰ مهر ۱۸, دوشنبه

ساق هایش


ما گشته ‌ا‌یم عاشق و پا بند خاطرش/ گلبوسه بسته ایم به هرجای بسترش
اومعبدی خجسته بنا کرده پر ز ناز/ درلابلای هررگ و اعضای پیکرش
آن دست پرحرارت وآن ساعد بلور/ دارد نشانه از ژن نیکو به گوهرش
آن ساق خوش تراش که ویژه به گیتی است/ آتش فکنده بردل ما نقش ظاهرش
یکتای خلقت است برآن زوج ساق پا/ دنیا به پا نکرده دگر نوع برترش
دکتر منوچهر سعادت نوری

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

د وباره



کی شود روزی ، د وبا ره ، عشق من
دفتر هجران ، به بندی ، تا کنی

کی شود ا ز د رد و غم ، یا بی رها
ز ند گی _ تا زه‌ ا ی ، بر ‌پا کنی

با فرا ز  و  با  نشیب _ ا ین جها ن
‌گر توا نی ،  با تحمل ، تا کنی

یا مبا د ا ، هر ز ما ن خواهم تو را
طفره‌ ها آ یی  و بس ، حا شا کنی

کی شود از قهر و شر ، رخ بر کشی
راه _ مهر و جای ‌خود پیدا کنی

کی شود  با شوق ، آ یی  نزد _ من
غمزه ها ، با قا مت _ رعنا کنی

کی شود  با صد  فسون ، با ا شتیا ق
مجلس آرا گردی و غوغا کنی

کی شود در متن یک آهنگ  خوش
جلوه‌ ای از رقص_ تن ، شیوا کنی

کی شود ، خواهی ، حریرین بستری
تا که د رآغوش من ، ‌تو جا کنی

شا د ما نه چون به موج _ بو سه‌ ا ی
غنچه ی لب های خود را وا کنی

چون سبکبا را ن ، کنا ر _ سا حلی
خواب آ سوده‌ در ا ین ما وا کنی

با تشعشع های_ بیدار ی _ خویش
یا د _ خوشکامی ازآن رویا کنی

وقت _ رفتن ، با دل _ پر حسرتی
‌کفش ها یت ، آ ورم  تا ، پا کنی

بو سه‌ ا ی  شیرین نشا نی ، یا د گا ر
وعده‌ ی د ید ا ر ما ، فردا کنی


دکتر منوچهر سعادت نوری

بر گرفته از مجموعه سروده‌های زنجیرها