ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

کا ش

 
کا ش می‌ شد روزگا را ن ، شا د بود
یا که انسان ، همچنان آزاد بود

یا ستمگر ، سنگر قا نون نداشت
وين جها ن ،کا نون عدل و د اد بود

کا ش می‌ شد، طعم سر خ عشق را
از لبا ن گرم معشو قی چشید

یا د رآغوش صبا ، با یک نسیم
سوی‌ گل ها ی شقا یق ، پر کشید

کا ش می‌ شد زور قی سرگشته را
ازتلا طم های توفا ن در ر‌ها ند

با سلا مت تا کرا نه ره گشود
وند ر آ نجا فرش شا دی گسترا ند

کا ش می‌ شد نعره ی حلا ج را
کو کشید جا نا نه ‌پای چو ب د ا ر

با ز پس می داد آ خر آ سما ن
آ ن امانت ما ند ه د وش روزگا ر

کا ش می‌ شد، این کهن، فرخ د یا ر
ا یمن و آ سود ه ا ز بیدا د بود

وين جها ن ، کا نون عدل و داد بود
کا ش می‌ شد روزگا را ن ، شا د بود
دکتر منوچهر سعادت نوری