۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

آخر چرا؟

به مناسبت کشتار ها و نابود سازی (اعدام) های اخیر

دیدی چگونه بال و پر ما شکسته شد
یا دل درون سینه ، چه خونین و خسته شد

ایام_ ما گرفت ره تلخ_ قهقرا
زان دم که روزگار ، به دشمن خجسته شد

ابری سیاه پاره ، بر آمد ز قهر وکین
آن کهکشان_ عاطفه از هم گسسته شد

آزادگان_ قافله سالار_ نیکنام
در جای جای شهر ، به زنجیر بسته شد

گشتند خادمان وطن حبس و همزمان
هر خائنی که بود رها گشت و رسته شد

وان مردمان عاشق این مرز و بوم پاک
بس رهسپار خاک عدم ، دسته دسته شد

توفا ن و سیل_ خشم ، چنان چیرگی گرفت
تیر_هلاک ، بر چپ و بر راست ، َجسته شد

آنجا که بود کشتی_ عشق و امید ما
آخر چرا؟ به ساحلی از غم نشسته شد

زان دم که روزگار ، به دشمن خجسته شد
دیدی چگونه بال و پر ما شکسته شد

دکتر منوچهر سعادت نوری 

دی ۱٣٨۹ -  ژانويه ۲۰۱۱